محمد تقي جعفري
511
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به خون مبدل مساز ، من آن يوسف زيبا رويم ، لجاجت و ستيزه كاريهاى تست كه مرا بر تو گرگ مىنمايد ، مگر نمىبينى كه بوسيله كينه توزى ، يار بردبار انسان ، وضع روانى خود را عوض مىكند و مانند مار براى انسان خطر مرگ بار مىآورد ، آن يار ديروزى كه امروز مار گشته است ، گوشت و پيه او عوض نشده است و او همان است كه پيش از اين بوده است . اى مولوى : - شمع مريم را بهل افروخته كه بخارا مىرود آن سوخته